چرا 16 آذر به روز دانشجو نام گذاری شد؟
در تاریخ 24 آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می آید. نیکسون به ایران می آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد) ببیند. در مقابل دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که در فضای حکومت نظامی بعد از کودتای سیاه، هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنیس رایت» ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده ای دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. و بیشتر اعتراض ها از دانشکده پزشکی و داروسازی و حقوق و علوم آغاز شد. صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه ای را پیش بینی می کردند. فضا بشدت آبستن حوادث و درگیری بود. بعد از گذشت مدتی برای جلوگیری از تنش و درگیری چندین دانشکده تعطیل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رییس دانشگاه تعطیل گردید. نیروهای نظامی رژ
برچسب:
نویسنده: حامد صالحی


برچسب:
نویسنده: حامد صالحی


برچسب:
نویسنده: حامد صالحی


برچسب:
نویسنده: حامد صالحی
این رمان ۱۴ فصل دارد که هر فصل آن با نام یک «شوط» معرفی شده است. به این ترتیب، فصول این کتاب از ابتدا تا انتها عبارت اند از شوط اول تا شوط چهاردهم.
در بخشی از این کتاب آمده است: هم سفر معتادتان تلوتلوخوران از جلویت رد می شود و در حالی که سیلاب چشمانش خشک نمی شود، خودش را با زور از زیر دست و پای مردان به کعبه می رساند. رفتنش را به میان مردم می بینی؛ اما از زنده ماندن و بیرون آمدنش خبری نیست. آن شب اخوان در هتل مدینه گفته بود مرد به خیالش خواسته با آمدن به زیارت و دخیل شدن در کنار خانه خدا اعتیادش را ترک کند، برگردد سر کارش و دوباره زنش را عقد کند و برود عروسی دخترش.
حاجی عزتی می گفت نگاه کردن به کعبه هم ثواب دارد. پس آن قدر نگاهش می کنی که تا حس کنی مردمک های آبی ات مانند پرده کعبه سیاه شده و هرچه سیاهی است می خواهد از دلت کوچ کند، اما بال پریدن ندارد. تنها دو پا هستند که کمکت می کنند تمام طبقه ها و گوشه کنارهای مسجدالحرام را بگردی تا هم بچرخی و هم ببینی چشمت به ننه ترلان می افتد یا نه. آخرش هم کنار همان چراغ سبز پیدایش کنی...
برچسب:
نویسنده: حامد صالحی


برچسب:
نویسنده: حامد صالحی


برچسب:
نویسنده: حامد صالحی


برچسب:
نویسنده: حامد صالحی